معاويه t فردی دانشمند بود. ايشان در همان ابتدای کودکی بسياری از علوم و فنون عصر خويش را فرا گرفته بودند. به همين علت بود که کاتب اول الله r شدند.
علامه سيوطی در تاريخ الخلفاء می گويد:
معاويه t 163 حديث را از رسول الله r روايت نموده است.
اصحابی که از معاويه t حديث روايت کرده اند عبارتند از:
ابن عباس، ابن عمر، ابن الزبير، ابودرداء، جرير بجلی، نعمان بن بشير.
همچنين از تابعين: ابن المسيب و حميد ابن عبدالرحمن از او روايت کرده اند([1]).
معاويهt از گروه مفتيان و علماء صحابه به شمار می رفت.
روزی فردی نزد حضرت ابن عباس ب آمد و سؤالی کرد که قبلاً از معاويه t پرسيده بود، و جواب معاويه t را نيز مطرح کرد: ابن عباس فرمود: به راستی که معاويه t فقيه است([2]).
حضرت ابن عباسب فرمود: معاويه t همراه و هم صحبت رسول اکرم r بوده، پس اشکال گرفتن از ايشان بسيار نابجا و کار غلطی است.
علامه ابن كثير نقل می کند:
حدثنا الحسن بن بشر، ثنا المعافی عن عثمان بن الاسود عن ابن ابی مليکه قال:
أوتر معاوية بعد العشاء برکعة و عنده مولی لابن عباس. فاتی ابن عباس و قال: أوتر معاوية بركعة بعد العشاء. فقال (ابن عباس): دعه فانه قد صحب رسول الله -صلى الله عليه وسلم-([3])
ابن ابی مليکه گفت: که معاويه بعد از نماز عشاء يک رکعت وتر خواند، آنجا غلام ابن عباس نيز حضور داشت. وقتی نزد ابن عباس برگشت، گفت: معاويه بعد از نماز عشاء يک رکعت وتر خوانده است.
ابن عباس گفت: بگذاريد او را (وکاری نداشته باشيد)به حقيقت او شرف صحبت و همراهی رسول الله r را دارد.
امام ذهبی می نويسد:
((کان رجلاً طويلاً، أبيض، جميلاً، مهيباً. اذا ضحک انقلبت شفقه العليا وکان يخضب بالصفرة))([4]).
معاويه مردی بلند قامت، سفيد، زيبا و هيبناک بود. هنگامی که می خنديد، لب بالايش دگرگون می شد. و محاسنش را رنگ زرد ميکرد.
قال ابو عبد الرب الدمشقی: رأيت معاوية يصفر لحيته کانها الذهب([5])
معاويه را ديدم که محاسنش را رنگ زرد کرده بود، گويی که طلا بود.
ابوبکر بن ابی دنيا نيز چنين می گويد:
معاويهt فردی حليم و باوفار و سردار بود. او امير بود ميان مردم و فردی کريم، عادل و با شهامت بود([6]).
حضرت جابر بن عبدالله نيز می فرمايد: من هيچ فردی را بردبارتر از معاويه t نديده ام([7]).
طبری از خود معاويه t نقل می کند: لذتی که در فرو بردن خشم احساس می کنم، در چيزی ديگری آن را نمی بينم([8]).
به سبب اين حلم و بردباری، اگر افراد عادی نيز چيزی می گفتند، معاويه t در مقابلشان از خودعفو وگذشت نشان می داد، حتی اگرسخنانش به ناحق می بود.
علامه سيوطی از ابن عون روايت می کند که، روزی فردی به معاويه t گفت: با ما راست باش وگر نه خودمان راستت می کنيم. معاويهt با لحنی آرام گفت: با چه چيزی مرا راست می کنی؟ آن فرد پاسخ داد: با چوب. معاويه t گفت: بسيار خوب، خودمان راست می شويم([9]).
اما اين بردباری و حلم معاويهt، طوری نبود که کسی بتواند سوء استفاده کند و يا در موارد پایمال شدن حق نيز چيزی نگويد.
خودش می فرمايد:
تا جايی که از شلاق کاری ساخته است، شمشير به کار نمی برم، و جايی که از زبان کاری ساخته است، از شلاق استفاده نمی کنم. و بين من و مردم اگر به اندازه مويی رابطه بماند، نمی گذارم آن قطع گردد. زمانی که آنها تند می گيرند، من شل می کنم و زمانی که آنها شل می کنند، من تند می گيرم([10]).
[1]- تاريخ الخلفاء / سيوطی / ص 194.
[2]- البدايه و النهايه.
[3]- البدايه و النهايه / ج 8 / ص 125 .
[4]- تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 308 .
[5]- تاريخ ابن زرعه الدمشقی / ج 1 / ص 341 .
[6]- البدايه و النهايه ج 8.
[7]- حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 274.
[8]- طبری / ج 5.
[9]- تاريخ الخلفاء / سيوطی / ص 195.
[10]- حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 276 .
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.

