تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393 | 13:25 | نویسنده : نــــــــادر

معاويه از ديدگاه اصحاب

 معاويه t نزد اصحاب رسول اکرم r دارای جايگاه و منزلتی خاص بودند، همگی از ايشان به خوبی نام می بردند و او را فردی شجاع، حليم و عالم می دانستند. حضرت عمر t همواره سفارش می کرد که جز به نيکی از معاويه t نام نبريد. همچنين می فرمود: شما از قيصر و کسری و سياست و تدبيرشان تعجب می کنيد در حالی که معاويهt ميان شماست و هميشه می فرمود: معاويه کسری عرب است. قال ابوالحسن المدائنی: کان عمر إذا نظر إلی معاويه قال: ((هذا کسری العرب))([1])

قال عمر بن يحيی بن سعيد الاموی عن جده قال: دخل معاويه علی عمر و عليه حله الخضراء.فنظر اليها الصحابه، فلما رای ذلک عمر. وثب اليه بالدره، فجعل يضربه بها، و جعل معاويه يقول: يا امير المؤمنين! الله الله فی. فرجع عمر الی مجلسه فقال له القوم: لم ضربته يا اميرالمؤمنين؟ وما فی قومک مثله؟ فقال: والله ما رايت الا خيراً. و ما بلغنی الا خيراً ولو بلغنی غير ذلک لکان منی اليه غير ما رايتم. ولکن رايته و اشار بيده. فاحبت ان أضع منه ما شمخ([2]).

روزی معاويه t نزد حضرت عمر t آمده در حاليکه پيراهن سبز رنگی به تن داشت. در آن هنگام عده ای از اصحاب نزد حضرت عمر t نشسته بودند، همگی به معاويه t نگاه کردند. حضرت عمر وقتی اين را ديد شلاقی برداشت و به سوی معاويهt رفت و او را چندين ضربه زد.

معاويهt در اين هنگام می گفت: ای امير المؤمنين بترس از خدا در مورد من، (من گناهی نکرده ام) پس از آن عمر سرجايش برگشت و نشست. اطرافيان از او سوال کردند، چرا او را زدی ای اميرالمؤمنين؟ در حالی که در قوم تو افرادی مثل او پيدا نمی شوند.

حضرت عمرt فرمود: قسم به خدا جز خير و خوبی در او چيز ديگری نديدم. به من هيچ خبری جز خير و خوبی اش نرسيده است. اگر خلاف اين می بود، يعنی اگر بجز خوبی او خبری به من می رسيد. بلايي سرش می آوردم، غير از اين چيزی که مشاهده نموديد.

ولی او را زدم چون اين را ديدم (به طرف پيراهنش اشاره کرد) و می خواستم آن را از تنش بيرون بياورم.

همچنين حضرت ابن عباس ب می فرمايد:

((ما رايت احداً اخلق للملک من معاويه))

هيچ کسی را از معاويه شايسته تر برای حکومت نديده ام.

اين حديث را طبری اين گونه نقل می کند.

حدثنی عبدالله بن احمد، قال: حدثنی ابی، قال: حدثنی سليمان، حدثنی عبدالله عن معمر بن همام بن منبه قال: سمعت ابن عباسب يقول: ((ما رايت احداً اخلق للملک من معاويه([3])

قال ابن عمر: ما رأيت احداً بعد رسول الله r اسود من معاويه؟ فقيل له: ابوبکر، عمر، عثمان، و علی؟ فقال: کانوا- والله- خيراً من معاويه وافضل، ومعاويه اسود([4])

همچنين صاحب ((اسدالغابه)) از ابن عمر t روايت می کند که: هيچ کس را بعد از رسول الله t شريف تر و بزرگوارتر از معاويه نديدم. به او گفته شد: پس ابوبکر، عمر، عثمان، و علی چه؟

جواب داد: به خدا قسم آن ها همگی از معاويه بهتر هستند و فضيلت شان بيشتر است اما معاويه بزرگوار تر است.

دکتر ابراهيم البناء در توضيح کلمه ((اسود)) که ابن عمر آن را برای معاويه بکار برد می گويد: اسود يعنی سخی تر، بخشنده تر از نظر مال و حليم تر.

 

 

[1]- تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 308 .

[2]- البدايه و النهايه / ابن کثير / ج 8 / ص 128.

[3]- طبری / ج 5 / 331.

[4]- اسد الغابه / ابن الاثير / ج 5 / ص 210.



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :