تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393 | 13:23 | نویسنده : نــــــــادر

معاويه از ديدگاه رسول اکرم r

 معاويه t پس از اظهار نمودن اسلام خويش در روز فتح مکه، به يکی از نزديکان و مقربان جناب رسول الله r تبديل شد، تا جايی که در سلک کاتبان وحی الهی در آمده و اين بزرگترين شرف و کرامت است، که به جهت آن بسياری ازاوقات خويش را درمصاحبت وهمراهی جناب رسول الله r بسر می برد.

نقل است که ابوسفيان نيز پس از اسلام آوردن به خاطر علاقه ای که به پيامبر r داشت روزی در محضر رسول اکرم r حاضر شد و گفت: يا رسول الله من قبل از اسلام آوردن در مقابل مسلمانان صف آرايی می کردم و بر عليه شماها شمشير می کشيدم، الان مرا دستور بده تا جبران گذشته بکنم و رسول الله r در جواب فرمود: بله.

سپس ابوسفيان گفت: يا رسول الله، معاويه را برای خدمت خويش قبول فرما و در کار کتابت و نوشتن نامه ها از او کار بگير.

رسول الله r باز فرمود: بله

بعد از آن ابوسفيان به خاطر علاقه شديد به رسول اکرم r فرمود: يا رسول الله r می خواهم دختر کوچکم را نيز به عقد شما درآورم.

رسول الله r برای خواسته سومی پاسخ منفی داد. چون در آن وقت دختر ديگر ابوسفيان، يعنی ((ام حبيبه)) را در نکاح داشت و فرمود: اين برايم حلال نيست که در يک زمان دو خواهر را در نکاح داشته باشم.

پس از آن معاويهt مدام در خدمت رسول الله r بود و بعد از ((زيد بن ثابت)) از جملهء مقربترين کاتبان رسول الله r به شمار می رفت.

در اين مورد که معاويهt يکی از کاتبان وحی بوده، هيچ اختلافی وجود ندارد و تمامی مؤرخين اين را نقل کرده اند.

ابن کثير می گويد:

«ان معاويه يکتب الوحی لرسول الله -صلی الله عليه وسلم- مع غيره من کتاب الوحي»([1])

معاويه آيات نازله را همراه ديگر کاتبان وحی برای پيامبر می نوشت.

درمورد مشورت رسول اکرم r با حضرت جبرئيل وتاييد معاويهt از جانب حضرت جبريل به عنوان کاتب امين، حديث ضعيفی وجود دارد.

روی عن علی و جابر ابن عبدالله ((أن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- استشار جبرئيل (عليه السلام) فی استکتابة معاوية فقال: استکتبه, فإنه أمين))([2])

در اين مدتی که معاويه t در معيت رسول اکرم r به سر می برد، رسول الله r بارها برای او دعای خير نمود، و اين ناشی از محبت رسول اکرم r نسبت به ايشان است.

اکثر مؤرخين و محدثين حديث مشهور را که در آن دعاهای مختلفی برای معاويهt صورت گرفته، نقل کرده اند.

در اينجا ما آنچه را که تمامی مؤرخين آن اتفاق دارند، ذکر مي کنيم:

صاحب الاستيعاب اين حديث را از معاويه بن صالح نقل می کند:

سمعت رسول الله r يقول: (اللهم علم معاوية الکتاب والحساب وقه العذاب)([3])

و در بعضی روايات: ((وأدخله الجنة)) را نيز اضافه کرده اند.

ابو سهر نيز اين حديث را از عميره مزنی روايت می کند. همچنين امام احمد در مسند، ترمذی در صحيحش و ابن عساکر در تاريخ دمشق، اين حديث را نقل کرده اند.

قال مروان الطاهری: ثنا سعيد بن عبدالعزيز، حدثنی ربيعه بن يزيد، سمعت عبدالرحمن بن ابی عميره يقول: سمعت رسول الله r يقول لمعاويه: ((اللهم اجعله هادياً مهدياً واهده واهد به))([4])

بار خدايا، او را هدايت دهنده و هدايت يافته بگردان و او را هدايت کن و وسيله هدايت مردم قرار بده.

روايت ديگری وجود دارد که روزی رسول اکرم r حضرت ابوبکر t و حضرت عمر t را امر فرمود که در مورد مسئله ای با هم مشورت کنند و نتيجه را به رسول الله r اطلاع دهند. اما ظاهراً ايشان در اين مورد به نتيجه ای نمی رسند. رسول اکرم r فرمود: ((ادعوا معاويه)) معاويه را برای مشورت خود دعوت کنيد و از او نظر خواهی نمائيد ((فانه قوی امين)) چرا که ايشان هم توانا هستند و هم امين و امانتدار([5]).

يعنی در تفکر و تدبر در سطح بالای می باشد و در اظهار نظر خيانت نمی کند.

قال أبو مسهر ومحمد بن عائز: عن صدقه بن خالد، عن وحش بن حرب بن وحشی عن أبيه عن جده، قال: أردف النبی r معاوية بن أبی سفيان خلفه فقال: ما يلينی منک؟ قال: بطنی. قال: (اللهم املاه علماً). زاد أبو مسهر: أو (حلماً)([6]).

امام ذهبی حديث بالا را از ابومسهر نقل می کند که روزی رسول الله r بر مرکبی سوار بود و معاويه نيز پشت سر رسول الله r سوار شده بود. رسول الله r از او پرسيد: چه قسمتی از بدن تو به من چسبيده؟ معاويه گفت: شکم (و سينه ام). رسول الله r فرمود: خدايا! آن را (سينه اش را) از علم مملو و پر بگردان. ابو مسهر (حلم) را نيز اضافه کرده است که اين در کتب ديگر نيامده است.

اما بيهقی اين حديث را نقل می کند که روزی رسول الله r برای وضو جايی تشريف بردند، معاويهt نيز به دنبال ايشان رفت و برای آن حضرت آب برد. رسول الله r بعد از وضو گرفتن به او نگاه کرد و فرمود: ((ان وليت امراً فاتق الله واعدل))([7])

بر اساس اين حديث می توان به اين نتيجه رسيد که رسول اکرم r می دانست که در آينده، معاويه t صاحب حکومت و خلافت می شود به همين جهت او را سفارش می کند که اگر خلافت و حکومت و اداره امور به شما محول شد، آنگاه نيز از خدا بترس و تقوی را پيشه خود ساز، همچنين با عدالت رفتار کن.

خود معاويهt بعد از شنيدن اين گفته رسول اکرم r و احاديث ديگری از ايشان می فرمايد: من هميشه گمان می بردم که به خاطر اين سخن رسول الله r من مورد اين آزمايش و امتحان قرار می گيرم و به حکومت و خلافت می رسم.

علامه ابن کثير در البدايه و النهايه اين حديث را اينگونه نقل می کند:

عن عمر بن يحيی بن سعيد بن العاص بن جده سعيد، أن معاويه أخذ الاداوة فتبع رسول الله r فنظر اليه فقال له:

((يا معاويه إن وليت أمراً فاتق الله واعدل)) قال معاويه: فما زلت أظن أنی مبتلی بعمل لقول رسول الله r))([8])

روی اسماعيل بن ابراهيم بن مهاجر عن عبد الملک بن عمر قال: قال معاويه: والله ما حملنی علی الخلافة إلا قول رسول الله r لی: يا معاويه! إن ملکت فاحسن)).

اين حديث پيشگويی رسول الله r را درمورد حکومت و خلافت معاويهt ثابت می کند. به همين جهت او را سفارش کرده و برايش دعا می کند.

علامه ابن كثير، حديث ديگری را در البدايه و النهايه نقل می کند که خلاصه آن اين است:

رسول اکرم r فرمود: ستونی را از نور مشاهده کردم که از زير سرم بيرون آمده در حالی که همچنان می درخشيد در شام استقرار يافت([9]).

اين حديث را يعقوب بن سفيان از حضرت عمر t روايت می کند.

حديث ديگری در مورد حکومت و خلافت معاويه t در مجمع الزوائد نقل شده است:

قال عمرو بن العاص، سمعت رسول الله r انه يقول:

((اللهم علمه الکتاب و مکن له فی البلاد وقه العذاب))([10])

خدايا معاويه را علم کتاب نصيب بفرما و او را در شهر متمکن فرما (حاکم بگردان) و او را از عذاب محفوظ دار.

 

 

[1]- البدايه و النهايه / ج 8 / ص 122.

[2]- البدايه والنهايه / ج 8 / ص 123.

[3]- الاستيعاب / ج 3.

[4]- تاريخ الاسلام / شمس الدين ذهبی / ج 2 / ص 325.

[5]- تاريخ دمشق / ج 16 / ص 345.

[6]- تاريخ الاسلام / امام ذهبی / ج 2 / ص 310.

[7]- البدايه و النهايه / ابن کثير / به نقل از بيهقی / ج 1.

[8]- البدايه و النهايه / ج 8.

[9]- البدايه و النهايه / ج 8.

[10]- حضرت معاويه و حقايق تاريخی / به نقل از مجمع الزوائد / ج 9 / ص 356.



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :